ميگويند: اگر ميخواهي كسي را خرد كني و بشكني، از او بد دفاع كن. و من ميگويم اگر ميخواهي شأن و منزلت كسي را پايين بياوريد، به او هديهاي بدهيد كه شايستهي شأن و منزلتش نباشد و يا از روي اجبار باشد، بسياري از اين هديههايي كه امروز سهم معلمان ميشود از اين گونهاند؛ يا شايستهي منزلت معلم نيست و يا زوركي است. پيامبر(ص) فرمود: «هديه سه گونه است؛ هديهي جبراني، هديهي رشوهاي و تملق آميز، و هديه به خاطر خداي عزّوجل»، حال اين هدايايي كه در مدارس به معلمان ودبيران ميدهند، كدام است! والله واعلم.ان شاءا... كه سومي باشد،
چند سال پيش در فروشگاهي در بازار بودم، خانمي به خاطر خريد يك هديهي دو سه هزار توماني، معلم فرزندش و فرزندش را نفرين ميكرد، ديشب هم همين اتفاق افتاد؛ آخرهديهاي كه از روي اخلاص و به خاطر خدا نباشد، چه فايدهاي دارد، مگر اين همه هديه كه در طول سالهاي معلمي نصيب يك معلم ميشود، كدام درد او را دوا ميكند. حال اگر آه و نفرين هم پشت سر اين هديههاي پشيزي باشد كه واويلاست. مگر يك معلم چنددست استكان و نعلبكي و پتو ميخواهد، والله جهيزهشان تكميل است؛ بسه، كافي است؛ شما هر كدام از اين هديهها كه به بازار برگردانيد نصف قيمت هم نميخرند؛ هفتهي معلم يعني پر شدن جيب كاسبان بازار، از شهرها گرفته تا برسد به گناوه و نهايتاً به توليد كنندگان كشور چين. اين هديهها نه تنها شأن معلم را برنميگرداند بلكه آنها را خوار و بيمقدارتر ميكند. نميدانم چرا اين رفتارها ممنوع نميشود، يا اگر شده، چرا اجرا نميشود؟ هديه اگر از روي اخلاص و به خاطر خدا باشد، اگر يك خودكار ناچيز هم باشد. بسيار باارزش است واگر از روي اجبار و چشم و هم چشمي باشد. از زهر هلاهل هم بدتر است، به نظر شما اگر در هفتهي معلم، در جلسهاي با حضور انجمن اوليا و مربيان و خانوادهها و دانشآموزان و يا يكي از مسؤولين آموزش و پرورش از معلمها و دبيران و مدرسه با چند شاخهي گل و هديهاي مناسبِ شأن معلم، قدرداني بشود، بهتر نيست؟ آن هم در يك سالن باشكوه، نه در حياط مدرسه كه دانشآموزان را ساعتها سرپا نگه دارند و كفرشان را دربياورند.
متأسفانه، اين هم شنيدهام كه هنوز در بعضي از مدارس، دانشآموزان با هو و جنجال و گل ريختن روي پرههاي پنكه و روشن كردن آن، معلم را تشويق ميكنند، بابا بسه والله بسه، اين رفتارها در شأن معلم نيست. حتي شنيدهام كه در جلسهاي، مديران از اين كه بخواهند چيزي از جيب مدارس و بيتالمال براي معلمانشان بخرند، اكراه داشتهاند. اينها متوليان مقام معلم هستند و اين گونهاند واي به حال اولياي دانشآموزان؛ باز هم تكرار ميكنم، اين رفتارها در خور شأن معلم نيست، اي مسؤولان، اي مديران، دست آخر اي معلمان عزيز! بياييد فكري بكنيد كه چگونه شأن و منزلت معلمان را ميشود برگرداند. امروز احياي مقام واقعي معلم از نان شب هم واجبتر است، چه رسد به يك دست استكان و نعلبكي؛ بالاترين و بهترين تعبير از مقام معلم، امام خميني(ره) فرمودند: «معلمي شغل انبياست،» آيا با انبيا اين گونه بايد رفتار شود؛ با معلم بايد اين گونه رفتار شود كه وقتي يك معلم عضو شوراي شهر و يا شهرداري ميشود، بگويند اينها نميتوانند. اينها معلماند؛ متأسفانه يادشان رفته، كه بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، مسؤوليت اكثر نهادهاي تازه تأسيس مثل سپاه پاسداران، جهادسازندگي كميتهي امداد سراسر كشور با معلمها بود؛ 80 درصد مجلس سوم معلم بودند؛ مرحوم رجايي و باهنر، دومين رئيس جمهور و دومين نخستوزير بعد از دولت موقت معلم بودند؛ و همين الآن، رئيس جمهور محترم، آقاي احمدي نژاد و رئيس مجلس آقاي دكتر حداد عادل معلماند؛ به قول آگاهان علمي، بهترين استادان دانشگاههاي سراسر كشور آنهايي هستند كه معلم بودهاند دكتر خدادوست بهترين چشم پزشك دنيا، معلم بوده؛ بهترين شاعران و نويسندگان اين مرز و بوم معلم بودهاند.
اي كاش وزارت آموزش و پرورش، همتي به خرج ميداد و تمام دانشمندان، رجال سياسي و مذهبي كه معلماند يا روزگاري در كسوت معلمي بودهاند، به مردم و خود معلمها معرفي ميكرد تا همه بدانند كه اين بزرگان به اين هديههاي زوركي و اجباري دلخوش نبودهاند، چه خوب گفتهاند كه: بعداز خدا بالاترين مقام، مقام معلم است. اي خداي مهربان درك اين مقام را به همهي ما عطا فرما
آمين