در مباحث قبلي دربارهي مشاركت سياسي صحبت شد اما در اين مقاله ضرورت مشاركت سياسي را ذكر ميكنيم:
1- تكليف شرعي: دين مبين اسلام، مسلمانان را نسبت به جامعه مسؤول ميداند(كلكم راع و...) و (مَنْ اَصْبَح و لم يهتم و...) و آنان را به دخالت در امور سياسي – اجتماعي تشويق مينمايد. اسلام مشورت در امور به خصوص در امور مربوط به اجتماع و مسائل سياسي اجتماعي را به مسلمانان توصيه ميكند. بنابراين احساس مسؤوليت نمودن نسبت به سرنوشت خويش وديگران، مورد تأييد و تأكيد اسلام قرار گرفته و رهبران ديني هم بر اين امر مهم، همت گماردهاند. پس مشاركت در امور سياسي و ادارهي امور مملكتي و انتخاب نمايندهي اصلح يك وظيفه و تكليف شرعي براي همهي مردم، به خصوص قشر نوجوانان و جوان يك جامعهي زنده و پايدار است.
2- تكليف عقلي: انسان بالطبع اجتماعي است و زندگي اجتماعي هم براساس روابط انسانها بايكديگر امكانپذير ميگردد و در اين فرآيند، فرد و جامعه بر يكديگر تأثير ميگذارند. در نتيجه، بر افراد جامعه لازم است نقش خود را در اين تأثير گذاري و تأثيرپذيري، به درستي ايفا كنند. مسائل سياسي و امور مربوطه به حكومت كه از اهم مسائل هر جامعه است، افراد بايستي با مشاركت فعال خويش در سرنوشت خود و جامعه، دخالت كرده و در سياست گذاريها، تصميمات و چگونگي اداره امور كشور تأثير گذار باشند چرا كه اگر در تعيين سرنوشت خود مشاركت نداشته باشند بر اساس سنتهاي موجود در عالم خلقت، ديگران با سلطه برآنها، براي آنها تصميم گيري خواهند كرد و هر طوري كه بخواهند با سياستگذاري و تنظيم ادارهي امور، آنها را به دنبال خود ميكشند و چه بسا كه آنها را به ورطهي هلاكت بيندازند. پس مشاركت سياسي براي حيات فكري و زندگي با عزت، امري لازم و ضروري است.
مردم جامعه بايد بدانند(مخصوصاً نسل جوان) كه با گوشه نشيني و پرهيز از مشاركت سياسي، وظيفه ونقش اساسي خود را در تعيين سرنوشت خويش، ناديده انگاشته و در روز قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت(توبه 39) قرآن كريم مسلمانان را تهديد ميكند كه اگر نقش تاريخي خود را ايفا نكنند و خود را تا سطح تعهد و مسؤوليت متناسب با رسالت آسماني بالا نكشند گروه ديگر، جايگزين آنها خواهد شد. يكي از سنتهاي خداوند اين است كه اگر افراد به وظيفهي خود عمل نكردند و در نتيجه، ديگران كه شايسته نيستند با تسلط بر آنها، برايشان تصميم گرفتند و آنها را به راهي كشاندند كه مقبولشان نيست طبيعي است كه بايد به اين ذلت تن دردهند و خداوند امور اين قبيل مردم را از غيب اصلاح نخواهد كرد. چرا كه سرنوشت هر قومي به خودشان واگذاشته شد.(رعد 11-انفال53) و قرار نيست كه خداوند بر خلاف قانونمنديهاي طبيعي عمل نمايد.
3- تحقق بخشيدن به حاكميت مردم: مشاركت سياسي به منظور اعمال حق حاكميت مردم در تعيين سرنوشت خود، امري لازم و ضرورت است. اگر مردم شهر براي تعيين سرنوشت خود و ادارهي امور شهر، در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤوليت را به گردن ديگري بيندازند، حق حاكميتشان در تعيين سرنوشت مخدوش، و از بين ميرود. مردم بايد توجه داشته باشند اگر بخواهند مقدرات شهر و كشور را با فكر وانديشهي خود تعيين كنند و ادارهي امور شهر و كشور را براساس رأي و نظر خودشان، پيش ببرند، راهي جز مشاركت در امور سياسي و حضور در صحنههاي سياسي، اجتماعي انقلاب اسلامي ندارند. طبق سنتهاي اسلامي هر كس در اين راه تلاش كند، به اندازهي سعي و كوشش خود ميتواند در تعيين سرنوشت خويش مؤثر باشند(نجم40 و 41) پس بايد با تلاش، بهترين نامزد را انتخاب كنيم كه ويژگيهاي قرآني كه گفته شد را دارا باشد. مبحث آينده مراحل ظهور مشاركت سياسي و انتخابات خواهيم گفت.