مَمقُلي ازكُدوم در، واردمجلس مي شود؟!
اخيراً درخونه ي كَل مُرتضيِ محل گُنبذي تغيير و تحولاتي صورت پذيرفته كه نگو و نپرس! اِيشون هم تحت تاثير حال و هواي اين روزگار ، منزل خود را(open) اُُپن ساخته و يك فضاي وسيع و دالون مانندي ايجاد كرده تا درمواقع غيرمترقبه بتواند تمام دوستان وآشنايان ،بويژه اهالي مَمقُلي آباد! درآن بگنجاند و ازآنجا كه برخي چَپَكي و برخي راستَكي و برخي هم اصطلاحاً سيخَكي مي پندارند! و مي گويند! و مي روند! لذاجناب كَل مُرتضي براي ورودي اتاق وسيع خود دو باب ايجاد نموده تا هنگام ورود دست جمعي متفاوتين ، تداخل و تزاحمي صورت نگيرد!!
اَلقصه،جناب ممقلي خان براي بدست آوردن دل همه ي اهالي ،درهرمكاني وزماني خود را به هيئت همان جمعيت مي نماياند و لذا راستكي ها او را خودي و چپكي هاهم او را ازخود مي پنداشتند!! بالاخره در روز موعودكه جمع زيادي ازمَدعُوين در جناحهاي مِيمَنه و مِيسَره و درمعيت ممقلي خان زِرتي پِرتي قصد ورود و دخول به اتاق پذيرائي زَوار داشتند شكاف ها و اختلافات رُخ نمود!! و گروهي جناب ممقلي رابه طرف بابُ الچَپ (باب الاِيسَر) وجمعي او را به سمت بابُ الراست (بابُ الاِيمَن) هدايت وتعارف مي نمودند!!!؟
ممقلي خان زرتي پرتي كه اينجايش راپيش بيني نكرده بود هاج و واج در،، تفكرچه كنم ،، گيركرده ودنبال راه چاره اي مي گشت تا ازكُدوم راه وارد مجلس ميهماني شود؟! لذا با معرفي خود به نام راست مستقل و چپ مستقل مي خواست خودرا از اين مهلكه نجات دهد! اما از بخت بد روزگارمشاهده نمود براي ورود دو باب بيشتر وجود ندارد!!!
كاظوي محل شيبي كازِرنَكي !!